صفحه‌ی اول  |   تماس  |   RSS

 

■  Farhad Hassanzade
■  نماي نزديك
■  كتابهاي چاپ شده
■  نقدها،گفتگوها،خبرها
■  شعرها
■  داستان كودك و نوجوان
■  داستان بزرگسال
■  پيازستان(شعرو نوشته‌هاي طنز)
■  آلبوم تصاوير

كنار درياچه نيمكت هفتم

قصه‌هاي كوتي كوتي

در روزگاري كه هنوز پنجشنبه و جمعه اختراع نشده بود

بندرختي كه براي خودش دل داشت

لبخندهاي كشمشي يك خانواده خوشبخت

دكتر قريب

آقارنگي و گربه ناقلا

خنده به شرط قلقلك

مهمان مهتاب

به دنبال بي‌تا

از صداي باران خوشم مي‌آيد

هندوانه به شرط عشق

حياط خلوت

ديو ديگ به سر

عقرب‌هاي كشتي بمبك





farda136@yahoo.com

یادگاری

نوشتم یادگاری روی دیوار

بیا تا ما بگردیم یار و غمخوار

بیا تا دور یکدیگر بچرخیم

تو نقطه باش و من مانند پرگار!

 

نوشتم یادگاری روی جامیز

به روز هیجدهم از فصل پاییز

بیا تا دست یکدیگر بگیریم

که صابون رفاقت ها شده لیز!

 

نوشتم یادگاری روی وایت برد

چرا شیشه ی چشمم را کنی خرد

بیا تا دوست یکدیگر بمانیم

برای مهربانی می شود مُرد!

 

نوشتم یادگاری در کتابت

بِکَن آن را بزن توی اتاقت

بیا تا دستمال تو بگردم

مرتب پاک کن با من دماغت!

 

نوشتم یادگاری توی دفتر

تلسکوپت منم، تویی چو اختر

بیا ای کشک ساییده ی اعلا

اگر من بد کنم مکن تو بدتر!



نظر خوانندگان: 8 نظر
 
 
 نقل مطالب اين سايت (به جز لينک مستقيم) تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است