صفحه‌ی اول  |   تماس  |   RSS

 

■  Farhad Hassanzade
■  نماي نزديك
■  كتابهاي چاپ شده
■  نقدها،گفتگوها،خبرها
■  شعرها
■  داستان كودك و نوجوان
■  داستان بزرگسال
■  پيازستان(شعرو نوشته‌هاي طنز)
■  آلبوم تصاوير

كنار درياچه نيمكت هفتم

قصه‌هاي كوتي كوتي

در روزگاري كه هنوز پنجشنبه و جمعه اختراع نشده بود

بندرختي كه براي خودش دل داشت

لبخندهاي كشمشي يك خانواده خوشبخت

دكتر قريب

آقارنگي و گربه ناقلا

خنده به شرط قلقلك

مهمان مهتاب

به دنبال بي‌تا

از صداي باران خوشم مي‌آيد

هندوانه به شرط عشق

حياط خلوت

ديو ديگ به سر

عقرب‌هاي كشتي بمبك




كتاب چغازنبيل در راه
ایبنا: کتاب «چُغازَنبیل»، تازه‌ترین اثر فرهاد حسن‌زاده‌، نویسنده‌ی 47ساله‌ی خوزستانی، با این هدف نوشته شده است که بنای باشکوه «چغازنبیل» را کمی بیش‌تر به کودکان معرفی کند. ‌بنایی قدیمی و ارزشمند در استان خوزستان که در 45 کیلومتری شهر شوش و در نزدیکی هفت‌تپه قرار گرفته است.
مطلب کامل

با عقرب‌هاي كشتي بمبك
دوستش دارم. آخرين كتابم را مي‌گويم. اصل ماجرايش برمي‌گردد به ده سال پيش. به سفري كه رفتم آبادان و ديدم لنجهايي در كناره شط رها شده به حال خود و شده پاتوق و محل بازي بچه‌ها. از اين فضا يا به قول سينمايي ها از اين لوكيشن خوشم آمد. مرا به ياد هكلبري فين مي انداخت و ماجراهايش در كنار مي‌سي سي پي و به ياد نجف دريا بندري افتادم كه ترجمه‌اي زيبا از اين داستان ارايه داده بود با بعضي از واژه‌هاي آباداني.
مطلب کامل

فصل اول از رمان (عقربهاي كشتي بمبك)
فرهاد حسن‌زاده
ين داستان يك مقدمه ده صفحه‌اي داشت كه به پيشنهاد ناشر حذف شد. فقط به خاطر اين كه راوي داستان يعني «خلو» زياد شاخه به شاخه پريده بود و حرفهاي بي ربط زده بود. من هم به احترام خواننده‌هاي كم حوصله و البته با اجازه «خلو» مقدمه را حذف كردم. به جز اين، در طول داستان، هر جا كه راوي با پر حرفي‌هايش زده بود جاده خاكي، چيزهايي را حذف كردم، هرچند قلباً از اين كار راضي نبودم. بابت اين موضوع از اعضاي باند عقرب، يعني از «خلو»، «شكري»، «منو» و «ممدو» عذرخواهي مي‌كنم.
مطلب کامل

وقتي باران كسي را خيس مي‌كند
وقتي باخبر شدم در نهمين جشنواره مطبوعات كانون قرار است جايزه بگيرم. كمي جا خوردم. آخر داستان قابل توجهي طي دوسال گذشته از من چاپ نشده بود. اما وقتي جويا شدم دانستم در رشته يادداشت برگزيده شدم. يادداشتي كه دو سال پيش در دوچرخه چاپ شده بود. يادم مي‌آيد موقع نوشتن آن دلم خيلي گرفته بود و بي صدا اشك مي‌ريختم.
مطلب کامل

همسفري كه بادش برد
اين خيلي بد است كه اولين چيزي كه توجه نويسنده‌اي تو را به خودش جلب كند، حس ناسيوناليستي باشد. زماني توجه‌‌ام به محمد ايوبي جلب شد كه دانستم او خوزستاني است. از آن پس خبرهاي كارهايش را دنبال مي‌كردم. يك بار هم يكي از ناشرها، يكي از رمان‌هاي او را
مطلب کامل

فصل اول از رمان «حياط خلوت»
شريفه كه آمد، آشور خواب بود. طاق باز افتاده بود وسط تخت آهني و از شكاف لبهاي نيمه بازش خرناسه اي خفيف به گوش مي رسيد. تكه نخي، چسبيده به ريش و سبيل درهمش با نسيم داغ هر نفس مي لرزيد و تكان مي خورد. كمر شريفه تا خورد و تكه نخ را از صورت آشور جدا كرد. پيدا بود خواب آشفته ديده. از ملافه‌اي كه مثل مار پيچيده بود دور كمر و شانه و دست و پاهايش مي شد فهميد. يا از دانه هاي درشت عرف كه بر پيشاني و برجستگي گونه اش روييده بود. پنكه سقفي را خاموش كرد:” سرما نخوره خوبه!“ مقنعه اش را در آورد و با سر انگشتان بلند و كشيده اش ساقه موها را هوا داد:” پختم از گرما!“ پره هاي سفيد پنكه با قرقر بريده اي از نفس مي افتاد. مانتو را درآورد. رفت اتاق مجاور، دامن پوشيد و برگشت. آشور نيم غلت رو به ديوار زده بود. پره هاي پنكه بي رمق شدند و ايستادند. از كيف دستي اش روزنامه درآورد و با شتابي ظريف و زنانه ورق زد و دنبال صفحه حوادث گشت.
مطلب کامل

كودكان اعماق
توي چند سال گذشته چند بار رفتم به كانون اصلاح و تربيت. ديدن بچه‌هايي كه قرباني بازي‌هاي زشت و خودخواهي‌هاي آدم بزرگها بودند. ديدن بچه‌هايي كه حكمشان اعدام بود و براي رسيدن به هيجده سالگي هيچ عجله اي نداشتند. ديدن بچه هايي كه دوستت داشتند ولي اگر سرت را برمي‌گرداندي كيفت را مي‌زدند. ديدن بچه‌هاي پاك خيلي تجربه‌ي خوبي بود. من هر بار كه مي‌رفتم مهمان زني مهربان و از خود گذشته بودم به نام شكوه آريايي پور.
مطلب کامل

معصوميت از دست رفته
شكوه آريايي‌پور(بازنويسي فرهاد حسن‌زاده)
ظهر شده و هنوز کاری نکرده‌ام. رمق ندارم از خانه بروم بیرون، با آن که یک عالمه کار برنامه‌ریزی شده و برنامه‌ریزی نشده دارم. همین‌طور دور خودم تاب می‌خورم و سرگردانم که تلفن زنگ می‌زند. زنگ پشت زنگ. خدایا به خیر بگردان!
گوشی را بر‌می‌دارم. سلامش آشناست. یکی از دوستان و مربیان افتخاری یوگا. مدتی است با دخترهای کانون یوگا کار می‌کنیم.
مطلب کامل

کودکی از شبه‌جزیره‌ی آبادان…
گفت‌وگوي سايت هدهد با فرهاد حسن‌زاده
مطلب کامل

سه خميازه جانانه(يك داستان از كتاب هندوانه به شرط عشق)
خميازه اول:

من اوّلين خميازه را مي‌كشم و مامان آخرين چشم‌غُرّه را به بابا مي‌رود. انگار بهانه‌اي بهتر از خميازه‌ي من پيدا نكرده كه با چشم‌غره‌اش قاطي كند و به بابا بگويد: «كيكاووووس، بچه‌ها خوابشون مي‌ياد. ديگه شورشو درآوردي. پاشو ديگه!»

بابا كه بدجوري اوضاع را خيط مي‌بيند، وسط باز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي‌اش از جا بلند مي‌شود و مي‌گويد: «پاشيم، پاشيم بريم كه تيمسار بدجوري با نگاهش داره ما رو چوب مي‌زنه!» و زمزمه مي‌كند: «با نگاهت اين روزها... داري منو چوب مي‌زني... بزن بزن... كه داري خوب مي‌زني...»
مطلب کامل

به دنبال بي‌تا
قصه‌اي براي كودكان پيش دبستان است كه به تازگي توسط نشر قو چاپ شده است.
داستان اين كتاب دباره دختري به نام درنا است كه به دنبال عروسكش بيتا همه جا را مي‌گردد و خواننده
مطلب کامل

ديو ديگ به سر به بازار آمد
ديو ديگ يه سر از آن ديوهاي ترسناك است كه همه از او مي‌ترسند، غير از بچه‌ها.

آخر شما بگوييد بزي كه سرش را بكند توي ديگ و اين ديگ روي كله‌اش بماند و او را شبيه ديو كند ترس دارد؟ ولي خب مردم روستا كه اين را نمي دانستند. نه بزاز اين را مي دانست، نه بقال و نه شاگرد آهنگر به همين خاطر همه از ترس فرياد مي‌زدند: «ديو ديو ديو آمده... ديو ديگ به سر...»
مطلب کامل

كتاب برتر و از صداي باران خوشم مي‌آيد
از صداي باران خوشم مي‌آيد يكي از كتاب‌هي تشويقي چهارمين جشنواره كتاب برتر شد. اين جشنواره كه به همت انجمن فرهنگي ناشران كتاب كودك برگزار مي شود درمراسمي كتابهاي برتر سال 1387 را از نظر متن، تصويرگري و
مطلب کامل

هندوانه به شرط عشق به چاپ دوم رسيد
در پشت جلد كتاب مي‌خوانيم:
«اصولاً عشق چيز خوبي است. گاهي هندوانه از عشق بهتر است. البته هندوانه خوردن با عشق جذاب‌تر است. از همه‌ي اين‌ها بهترتر داستان طنز است. داستانهايي در باره‌ي پدري شاعر مسلك، مادري تيمسار مسلك و بچه‌هايي فرشته مسلك.
مطلب کامل

از صداي باران خوشم مي‌آيد
شما را نمي‌دانم، اما من كه از صداي باران خوشم مي‌آيد. وقتي قطره‌ها روي كانال كولر يا لوله‌ي بخاري مي‌چكند، خيلي دلم مي‌گيرد و نمي‌دانم اين موسيقي از پيش ساخته نشده‌ي طبيعت چرا اين گونه بيداد مي‌كند.
اما اين كتاب، يعني «از صداي باران خوشم مي‌آيد» نه شعر است، نه موسيقي، داستاني است درباره و براي كودكان. كودكان تنهاي امروز كه اسير و بازي‌هاي بزرگترهايشان هستند.
مطلب کامل

اميركبير به چاپ هفتم رسيد
كتاب زندگينامه «اميركبير» براي هفتمين بار چاپ شد. اين كتاب كه به سفارش انتشارات مدرسه نوشته شده بود، اولين بار در سال 1377 چاپ شد و سال بعد جايزه جشنواره رشد را دريافت كرد.
مطلب کامل

اين جوري بود كه قلب گربه تپيد
مانا مداح
(يادداشتي بر كتاب آقارنگي و گربه ناقلا)
فعال سازی و جلب مشارکت مخاطب یکی از مهمترین ویژگی های داستان کودک است.ذهن کودک همواره باید پویا باشد و به سوی خلاقیت پیش برود.روایت ها و قصه های تکراری از پویایی ذهن کودک می کاهد و کم کم او را به مخاطبی مصرف کننده تبدیل می کند.
مطلب کامل

آهسته و پيوسته با گامهايي استوار( نگاهي به داستانهاي فرهاد حسن‌زاده)
روح الله مهدي پور عمراني
روح‌الله مهدي پور از نويسندگان خوب و از منتقدان خوشنام عرصة ادبيات كودك و نوجوانان كشورمان است. او با دقت كارها را مي خواند و بررسي دقيقي دارد اين مقاله نگاه و ديدگاه هاي اوست درباره چند كتابم.
مطلب کامل



ديگه چه خبر!
 آثار ويژه‌ي منتخب شوراي كتاب كودك در 9 بخش معرفي شدند
 شاهكارهاي ادبيات فارسي براي كودكان بازنويسي مي‌شود
 «عقرب‌هاي كشتي بمبك» فرهاد حسن‌زاده بر ساحل بازاركتاب پهلو گرفت
 یک نویسنده و ده‌ها کودک با هم کتاب می‌نویسند
 «حاشيه‌اي بر مباني داستان» ابوتراب خسروي رونمايي شد
 جايزه‌ها‌ي «نوروز» و «قند پارسي» سوم اسفند اهدا مي‌شوند
 نشست «پير ما گفت» در بررسي کارنامه‌ي منوچهر احترامي
 انتشار قريب به 20 كتاب در حوزه پيش‌دبستاني
 نامزدهاي نهمين دوره‌ي جايزه‌ي هوشنگ گلشيري معرفي شدند
 چهار جلسه شعرخوانی در انجمن نویسندگان کودکان برگزار می‌شود
[ آرشيو ]
پيوندها
فرشته مولوي
انجمن نويسندگان كودك و نوجوان
رامين مولايي
آتي‌بان
جن و پري
ديباچه
محمدرفيع ضيايي
ايرانك
گل آقا
محمودكيانوش
نور و نار
منيرو رواني پور
سايت كودكان
نشريه ادبي عروض
فاضل تركمن
كتابك
كانون ادبيات ايران
عباس تربن
عباس معروفي
قابیل

 
 نقل مطالب اين سايت (به جز لينک مستقيم) تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است