
    <rss version="2.0">
      <channel>
        <title></title>
        <link>http://www.farhadhasanzade.com/</link>
        <description>
          Syndication feed for 5 latest articles from www.farhadhasanzade.com
        </description>
  
        <item>
          <title>
             عجايب هشتگانه‌ي اين زمانه (طنز)
          </title>
          <description>
             اولين عجايب هشتگانه اين است كه...
چند روز پيش رفته بودم جشن تولد يكي از بچه‌هاي جديدِ دوست‌هاي قديميِ بابام. چه جشن تولدي بود! جاي همه خالي! زي‌زي و فري و موتي و شوتي هم بودند، بابا لنگ‌دراز و اهل و عيالش هم آمده بودند. يك كيك هشت طبقه هم آن وسط عين برج پيزا سر به آسمان كشيده بود، به چه عظمت و شكوهي!

          </description>
          <link>
             http://www.farhadhasanzade.com/article.aspx?id=138
          </link>
          <pubDate>
             Mon, 05 Jan 2009 05:07:02 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
        <item>
          <title>
             بشو و نشو (داستان كودك)* تصويرگر هدا حدادي
          </title>
          <description>
             کوچه خواب بود. با همة خانه‌ها و آدم‌ها و گربه‌هایش. خروس که خواند:
- قوقولی قوقو!
کوچه از خواب بیدارشد، با همه خانه‌ها و آدم‌ها و گربه‌ها و گنجشك‌هایش.
کاری به کار آدم‌ها و خانه‌های کوچه نداریم. این کوچه دوتا گربه داشت؛ اسم اولی «بشو» بود؛ اسم دومی «نشو». شاید هم برعکس. آخر آنها خیلی به هم شبیه بودند.

          </description>
          <link>
             http://www.farhadhasanzade.com/article.aspx?id=137
          </link>
          <pubDate>
             Sun, 07 Dec 2008 02:58:22 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
        <item>
          <title>
             Backyard 
          </title>
          <description>
             Profile 
Backyard (Hayat Khalvat) is Farhad Hassanzadeh`s first novel with Qoqnoos. His previous publisher, Hoze Honari, refused the book for its explicit and critical comments on the war and the treatment of its veterans. Backyard was well received in Iranian literary circles, and was nominated for the Yalda, Ghalam Zarin and Golshiri literary awards in 2004.

          </description>
          <link>
             http://www.farhadhasanzade.com/article.aspx?id=135
          </link>
          <pubDate>
             Mon, 03 Nov 2008 03:06:30 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
        <item>
          <title>
             خرقه حافظ و جنگ ما و باقي قضايا... (يادداشتي چاپ شده در روزنامه اعتماد ملي)
          </title>
          <description>
             يك فال حافظ مي‌خرد، اول چشم‌ها را مي‌بندد و نيت مي‌كند: &lt;حليمه دوستم دارد يا نه؟ به هم مي‌رسيم يا نه؟&gt; بعد چشم‌ها را آرام آرام باز مي‌كند و در پاكت را مي‌گشايد. حافظ مي‌گويد: &lt;روز هجران و شب فرقت يار آخر شد... &gt; از شادي لب‌هايش به خنده كش مي‌آيند و فال را مي‌بوسد و مي‌گويد: &lt;دمت گرم! آقا حافظ، گل گفتي. &gt;روز بعد زير آسمان دود گرفته آبادان و صداهاي مهيبي كه معلوم نيست از كجاي شهر برخاسته 
          </description>
          <link>
             http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=67402&amp;
          </link>
          <pubDate>
             Sun, 21 Sep 2008 02:36:16 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
        <item>
          <title>
             ساية لرزان دختري در شبي تابستاني و دلهره‌انگيز 
          </title>
          <description>
             فاجعه‌آميز بود. همه چيز از جايي شروع شد كه اصلاً فكرش را نمي‌كردم. از زماني كه نشستم پشت كامپيوتر و سي‌دي را توي دهان بدقوارة سي‌دي‌خوان گذاشتم و درش را بستم. از هيجان داشتم مي‌مردم. هي وول مي‌خوردم و منتظر بودم سي‌دي خوانده شود. شايد نبايد اين كار را مي‌كردم. بايد مثل بچه آدم...
          </description>
          <link>
             http://www.farhadhasanzade.com/article.aspx?id=132
          </link>
          <pubDate>
             Mon, 15 Sep 2008 01:06:22 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
      </channel>
    </rss>  
  
